تبلیغات
نیکصدا - عشق را چگونه بیابیم تا زندگی نكویی داشته باشیم
منوی اصلی
نویسندگان
آرشیو وبلاگ
منوی اضافه
  • متن
مطالب جدید سایت
آمار و اطلاعات
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
قدرت گرفته از : رز بلاگ !


روزی جوان ثروتمندی نزد استادی رفت و گفت: عشق را چگونه بیابم تا زندگانی نیکویی داشته باشم؟

 

روزی جوان ثروتمندی نزد استادی رفت و گفت:

عشق را چگونه بیابم تا زندگانی نیکویی داشته باشم؟ استاد مرد جوان را به کنار پنجره برد و گفت: پشت پنجره چه می*بینی؟ مرد گفت: آدم*هایی که می*آیند و می*روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می*گیرد. سپس استاد آینه بزرگی به او نشان داد و گفت: اکنون چه می*بینی؟ مرد گفت: فقط خودم را می*بینم. استاد گفت: اکنون دیگران را نمی*توانی ببینی. آینه و شیشه هر دو از یک ماده اولیه ساخته شده*اند، اما آینه لایه نازکی از نقره در پشت خود دارد و در نتیجه چیزی جز شخص خود را نمی*بینی. خوب فکر کن! وقتی شیشه فقیر باشد، دیگران را می*بیند و به آن*ها احساس محبت می*کند، اما وقتی از نقره یا جیوه (یعنی ثروت) پوشیده می*شود، تنها خودش را می*بیند. اکنون به خاطر بسپار: تنها وقتی ارزش داری که شجاع باشی و آن پوشش نقره*ای را از جلوی چشمهایت برداری تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و همه را دوستشان بداری اینبار نه به خاطر خودت بلکه به خاطر خدا . آن*گاه خواهی دانست که” عشق یعنی دوست داشتن دیگران.